فرهنگی که یاد بدهد , سهم هر کس چقدر است و تا کجا ادامه دارد , دایره اختیارات هر ایرانی از آب و خاکش در چه حد است . آن وقت دیگر من زیاده خواهی نمی کنم و آن روستایی بینوا هم دلش را به دیدار یکبار برای همیشه رییس جمهور خوش نمی کند . در فرهنگ هیچ هموطنی هم تکه پاره کردن آثار تاریخی و از بین بردن امکانات عمومی و هدر دادن سرمایه سرزمینی , وجود نخواهد داشت .
جامعه مدنی , گشت ارشاد , مسکن مهر , تلویزیون خصوصی , 50 هزار تومان , وام ازدواج , عدالت پرور , آزادی بیان , ساده زیستی , دولت هفتاد میلیونی , طرح خانوار یا خانواده , آزادی مطبوعات , نوع پوشش جامعه , رکود مسکن , تورم , سرمایه گذاری مردمی , سهمیه بنزین , صندوق رضا , دولت مهرورز , ....
اینها درهم لغات است . شعار و وعده . شعارهایی که اجرای آن بسته به قانون و قانون گذار و شرایط پیش بینی نشده دارد . مملکت من و تو از روزی که انقلابی در آن صورت گرفت و از روز اول در آن وعده برق و آب و امکانات تحصیلی رایگان دادند و اجرا نکردند , تا همین امروز , نگویم هر هفته , هر ماه این واژه ها را با جمله بندیهای متفاوت شنیده است , پس خود را محصور این جملات و گوینده هایشان نکنیم , که تا به خود بجنبیم بازی را واگذار کرده ایم و 4 سال دیگر را بر فنا داده ایم . به یاد داشته باشیم , نه آن کس که روز اول در بهشت زهرا وعده هایی داد , به تنهایی مملکت را اداره کرد و نه کسی که امروز من و تو انتخابش می کنیم به تنهایی , کشورمان را اداره می کند . ما با این انتخاب یک مجموعه را انتخاب می کنیم . صداقت داشته باشیم , اح مدی جان به تنهایی مسیول خوب و صادق و درستکار , آیا میتوانیم دولت همراه و وزرایش را بار دیگر برای چهار سال بپذیریم ؟ آیا این مدیریت چهار ساله , به حدی ساماندهی کشوری داشته که من و تو بار دیگر اجرایش را به آن بسپاریم ؟ به همین قاضی روبرویم که اول بر مسند قدرت نشانده ام می گویم , آیا اح مدی جان و همراهان , در طی این چهار سال حداقل امانت دار خوبی بوده اند که هر آنچه را تحویل گرفته بودند به همان گونه هم , امروز پس بفرستند ؟ پس بگذار آخرین گزینه ام را برای تو بشمارم .
تدبیر . تدبیر . تدبیر سنجیدن ماحصل اعمال پیش از 4 سال ریاست بر تمام مملکت . تدبیر برای انتخاب هییت اجرایی مناسب در تمام امور . تدبیر برای حفظ جایگاه این آب و خاک در دنیایی که دیگر در آن مرز معنی ندارد . تدبیر برای حفظ این امانت بزرگ که وجود مادی و معنوی هفتاد میلیون انسان به آن بستگی دارد .
من به تو می گویم که منتخب من و تو باید نزدیکترین شخص به این واژه ها باشد . ایران من امروز امن است , خون بسیاری از نسلهای پیشین این امنیت را در کشور جاری کرده است , اما تضمین پایدار ماندن این امنیت , اجرای صحیح سیاستهای بین المللی است . من کسی را نمی خواهم که با پشتوانه معنویات نورانیش در دنیا ظاهر شود و پاسخ سوالات را با شعر و شعار و ضرب المثل بدهد . نماینده من و تو در دید جهانیان باید فردی با ذکاوت و توانا باشد , کسی که کلامش را بسنجد و جایگاه سخن را بشناسد . اگر نه که امنیت همین خاک با فشار بیرون و هرج و مرج درون از هم گسسته خواهد شد .
حیثیت شخصی و کشوریمان در گرو امنیتمان است و امنیتمان در گرو شخصیت با تدبیر رییس جمهورمان . فرهنگ ملتمان بسته به تصمیمات دولت و اجرای صحیح فرهنگ در تمام نقاط این کشور است و این چرخه را هر گونه که دور بزنی مثل زنجیر در هم افتاده است . خرج این زنجیر , با تدبیر رییس مملکت از سرمایه ملی برداشته می شود . سرمایه ای که نه تنها این چرخه را تغذیه می کند , بلکه باید تمام مملکت را سیر کند و چرخه سازندگی را بچرخاند , صنعت پایدار را پایه ریزی کند و معیشت مردم را تامین کند و در آخر دوره هم باید به منزل اول برگشته باشد تا نسلهای بعد از من و تو را بسازد .
دوست وبلاگ نویس تمام حجت ملی و معنوی من همین بود , من در این کشور یک رای دارم و تو هم یک رای . اما همین یک رای , حق تو بر من است و حق من بر تو . حقی که خود به خود فرزندان و نسلمان هم در آن سهم دارند .
امروز که به گذشته فکر می کنم , به خاطر می آورم که وقتی دو بار خا تمی را انتخاب کردم و حق تو و مردم را بر دوش گذاشتم , اشتباه نکرده بودم . شاید خا تمی کار خاصی نکرد و آنچه که در رویای دانشجویی من بود را اجرایی نکرد اما وقتی کشور را تحویل داد , خوب امانتداری کرده بود . صندوق ذخیره خالی نبود . جایگاه بین المللی مان استوار و زیبا و با صلابت بود . اسم ایران باعث لبخند یا پوزخند دنیا نبود . خلیجمان هم فارس بود و هیچ کس هم در مقابل چشمان دنیا به نماینده منتخبمان فحش نداده بود . این برای تو جالب نیست که در چهار سال گذشته دو رییس جمهور , در مقابل چشمان دنیا توهین شدند , یکی بوش و یکی اح مدی جان . از تو میپرسم , جایگاه ایران و آمریکا و رییسان جمهورش یکی بوده است؟ امروز ما بیشتر نژاد پرست شناخته می شویم یا چهار سال پیش بدون بیان کردن جریان هلوکاست ؟ امروز وضعیت معاش قشر مستضعف و متوسط بهتر است یا چهار سال پیش بدون دریافت دردنامه کاغذی از دستان خسته همان مردم ؟ راستی وضعیت فرهنگی عموم ملتمان چه , فرهنگ مردم بعد از سفرهای استانی و دیدار رو در روی اح مدی جان در این چهار سال بالاتر رفته است ؟
این را هم به عنوان یک شهادت کوچک , عنوان کردم . این گوی و این میدان . من و تو همسنگر هستیم و در یک خاک زندگی می کنیم و از یک هوا تنفس می کنیم . این میدان فقط مال ما است , نه هموطنان بیرون میدان که از دور برای ما افاضات سر میدهند و احوالات درماندگی ما به هیچ جایشان نیست . پشت این صفحه که میایند , ایرانی بودنشان شکوفا می شود و ناله ایران ما سر میدهند . بلند که میشوند , جوری عرض اندام می کنند که کسی نپرسد ,
? where are you from
ایام به کام .
یک نکته : وقتی لطفتون شامل حال آدم میشه یک ندا بدین که اگه یکهو آدم چشمش به آمار وبلاگش افتاد سکته نکنه که خیالات برش داره من مجلس ختمی , تولدی چیزی داشتم و خودم خبر نداشتم :)
( از دختر بابایی یاد بگیرین خوب ) مخصوصن سایتهایی که اصلن نمیشناسم و بعد نمیدونم چه جوری از اونجا به اینجا رسیدن ...
پ ن : بنده سر فرصت به کامنتها پاسخ میدم و از بحث منطقی و مفید استقبال می کنم . اگر هم زحمت اطلاع رسانی انتخاباتی از هر نوعی را بکشین ( اخبار , اطلاعات یا آمار مفید ) خوشحال میشوم .
|